برای مهمون دلتنگمون "ضربان"
سلام
ببخشید اگه ناراحتتون کردم،
از هر متنی که می خواید برای وبلاگتون استفاده کنید؛
اگر هم بخواید می تونم قالب وبلاگمو بهتون بدم.
براتون آرزوی موفقیت دارم.
۸:۳۸ ب.ظ جوجو
نمی دانم چرا فکر کرده بودم همیشه نوبت من است که چشم بگذارم.
نمی دانم چرا فکر کرده بودم جستجو با من است، 
و توئی که همیشه دورترین و گمشده ترین جا را میشناختی!
پنهان ترین شدی تا پیدایت کنم.
میدانی...!؟
این بازی خیلی طول کشیده، خسته ام، و مثل همیشه کم صبر و بی حوصله..!
ولی تو انگار به اندازه تمام گوشه های پنهان این خانه صبر داری...
این بار نوبت توست! میدانم که من شبیه ترم، اما تو « گرگ » باش و من پنهان میشوم.
منی که پس از این همه سال، هنوز جائی برای پنهان شدن سراغ ندارم.
تو بشمار..!
خسته ام به شمار تمام چشم گذاشتنهایم،
قایم شدنهایت و کو به کو گشتنهایم،
اما لذت کشف شدنم کجا و لذت کشف کردنت کجا ...؟!
آماده ای؟؟ از نو میشمارم، 1. 2.. 3... 4 ....
٧:٥٠ ب.ظ جوجو

...
گر چه ای دوست
غرور دلت
احساس مرا درک نکرد
۱:٥٠ ب.ظ جوجو

چه سخت است تنهایی،
و چه بدبختی آزار دهنده ایست
تنها خوشبخت بودن،
بودنی که سخت تر از کویر است.
۱٠:٥٤ ق.ظ جوجو
از طرف دوست خوبم آقا وحید
.jpg)
حکایت جالبی ست،
که
فراموش شدگان،
فراموش کنندگان را
هرگز فراموش نمی کنند.
۱٢:۱٧ ب.ظ جوجو

این روزها
چه دیوانه می شوم باز
و چه سخت است
دیدار نبودنت
...
یادت بخیر !
۸:۱٠ ب.ظ جوجو

من گمان می کردم دوستی همچون سروی سر سبز
چهار فصلش همه آراستگی ست،
من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست،
من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی
سبزه یخ می زند از سردی دل،
من چه می دانستم دل هر کس دل نیست،
قلبها از آهن و سنگ
قلبها بی خبر از عاطفه اند.
٧:۳٠ ب.ظ جوجو

شام امشب،
تنهايي با طعم غربت است؛
طعم شورش را دوست نداري؟
صبور باش،
شراب هم بنوش!
آسان فراموش كني.
٦:۳۸ ب.ظ جوجو

كوله بارم،
لبريز دلتنگي؛
جايي براي تو هميشه خاليست،
چه كجا برم،
چه ديگر نيايي.
۸:۳٤ ب.ظ جوجو
مي خوام از تو بنويسم
كه نگي رفتي نموندي
نگي بي وفا شدي توي راه نرفته موندي
مي خوام از تو بنويسم
كه نگي طاقت نداشتي
نگي تا آخر رويا منو تنها جا گذاشتي
...
آخه اين مرام من نيست
غم تو لحظه هات بيارم
اگه حتي بي بهونه اشكامو هديه بيارم
...
توي اين قلب غريبم
تا هميشه يادگاري
۱:۱۳ ب.ظ جوجو

